تک تیر انداز   

ببین هیچ کاری نداره، این شکاف رو بذار توی مگسک، پایین سیبل رو نشونه بگیر و ماشه رو بچکون. حواست باشه پوکه ات کجا می افته چون باید تحویلش بدی. پدر کل گروهان رو در می آرن حتی اگه یه پوکه کم باشه.

بنگ، بنگ، بنگ.

خوب خوبه، امروز تیر اندازی یاد گرفتید. البته باید تمرین کنید تا بهتر بتونید نشونه گیری بکنید. یادتون باشه تو میدون جنگ هر کی زودتر طرف مقابلش رو با تیر بزنه بیشتر زنده می مونه.

بنگ، بنگ، بنگ.

خوبه، خیلی خوبه. تو خیلی خوب هدفگیری می کنی. حیفه عمرت رو پای این کلاش پیزوری حروم کنی. تو رو می برم برای تک تیر اندازی ببینم چیزی ازت در می آد یا نه. به نظر استعدادت خوبه.

بنگ،بنگ،بنگ.

آفرین، درسته. باید خودت رو خوب استتار کنی. تک تیر اندازی که جاش لو بره دوزار نمی ارزه. باید از یه جایی تیر اندازی کنی که عقل جن هم بهش نرسه. خوب، حالا از توی اسکوپ نگاه کن، اون بعلاوه رو بذار روی هدف. حواست باشه، رنج رو باید درست حساب کنی و هدف گیری تو بر اساس اون تنظیم کنی. بزن ببینم.

بنگ، بنک، بنگ.

شما مهم ترین کارتون ایجاد ترس و وحشت توی دشمنه. وقتی سرباز دشمن ببینه که سر همرزمش جلوی چشمش در اثر اصابت گلوله منفجر می شه هر چقدر هم شجاع باشه ترس زمینگیرش می کنه. البته زدن سر کار سختیه و امکان خطا رفتنش هم زیاده. بهترین جا قفسه سینه است. احتمال خطا رفتنش کمتره ولی خوب اثر روانی شلیک به سر رو نداره.

بنگ، بنگ، بنگ.

اونی که می زنیش اصلا نمی بیندت، اما تو می بینیش. چون صورتش رو می بینی ممکنه این کار برات سخت بشه. یادت باشه، تو خصومت شخصی با کسی نداری. تو فقط دستور رو اطاعت می کنی. اگه راحت تری، فکر کن که طرف همونیه که پدرت رو کشته. بعضی ها اینجوری راحت ترن.

بنگ، بنگ، بنگ.

خوب، حالا که دوره ات تموم شده خیلی فرقی نمی کنه دستت چی باشه. با هر تفنگی که دستت بیاد کارت رو درست انجام می دی. حالا می خوام امتحانت کنم. این رو بگیر ببینم چی کار می کنی.

بنگ، بنگ، بنگ.

حالا تو می مونی و تفنگت. کور شلیک نمی کنی چون این کار رو بلد نیستی. احساس خدا بودن بهت دست می ده چون تصمیم می گیری کی زدنده بمونه و کی کشته بشه. کسی هم ازت پوکه نمی خواد. راحتی که مهماتت رو هر جوری خواستی استفاده کنی.

بنگ، بنگ، بنگ.

بهت یاد ندادن که اونی که می زنی می تونه لباس نظامی نپوشیده باشه، می تونه آدم عادی باشه، به زبان خودت حرف بزنه، تو شهر خودت زندگی کنه. تو باید تصمیم بگیری. تو هم یه نگاه می کنی. اما...

بنگ، بنگ، بنگ...

می دونی، لک خون رو خیابان به این راحتی پاک نمی شه...

لینک
سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸ - رئیس آواره