کاپیتالاسیون   

طرف رو به جرم معامله مشروبات الکلی دستگیر می کنن. بعدش جاسوس از آب در می آد. یه لشگر آدم می ریزن پشت هشتی و ولش کنید بی گناهه سر می دن. تو هر کوچه پس کوچه ای که تو اینترنت سرک می کشی هزار تا جنبش مدنی راه افتاده که این یارو رو آزاد کنید، با کلی عضو.

بعدش چند تا آدم پیدا می شن که برای آزادی این دختر ایرانی با چشم ژاپنی و گذرنامه آمریکایی هزار جور دعا و بیانیه صادر می کنن. تمام خبر گزاری های دنیا هم یه مشت عکس و ویدیو از طرف آپلود می کنن تا نشون بدن که این دختر علاوه بر بی گناهی خوشگل هم هست! آآآآآی بشتابید که وقت انسان دوستیه!

حکم اول دادگاه می شه هشت سال حبس به جرم جاسوسی. دوباره شلوغ کاری از همه طرف - چه موافق و چه مخالف. حکم بعدی می شه دو سال حبس تعلیقی و طرف فوری آزاد می شه! بعدش هم همه خبر گذاری ها عکس خروجش رو از ایران، با یه خنده ملیح آپلود می کنن. وکیل مدافع هم اعلام می کنه که موکلش سند محرمانه ای در اختیار داشته ولی ازش استفاده نکرده! تمام داستان مشروبات و جاسوسی و اینها هم پر!

نه، اشتباه نکنید. این یه داستان علمی تخیلی نیست. این واقعیت امروز کشور منه. دلم می خواد تف کنم تو صورت سیستم قضایی و امنیتی کشور. دلم می خواد تف کنم تو صورت همه طرفدارهای آزادی این دخترک. دلم می خواد تف کنم تو صورت قبادی و زیباکلام. دلم می خواد تف کنم تو این معامله ای که با شرافت من و کشور من شد. دلم می خواد تف کنم تو صورت هر کسی که فکر می کنه من خرم.

اوهوی مترسکهایی که عربده می زدید این دختره جاسوسه و عامل آمریکا، کدوم گوری رفتید؟ مردید یا دستور رسید که دهن گشادتون رو ببندید؟ لعنت بر شما!

اوهوی نفهم هایی که کمپین اینترنتی برای آزادی این دختر راه انداختید، شما کدوم گوری هستید؟ حقوق بشرتون خوابید تا ببینید متهم بعدی خوشگل هست یا نه؟ یا اینکه منتظرید ببینید پاسپورتش چه رنگیه؟ ننگ بر شما!

آقای بهمن قبادی عزیز، پیوندتان مبارک!

یاد فی ترنی - همون ملوان زن انگلیسی - افتادم و داستانهای مربوطه بعد از اینکه آزاد شد. رکسانا جان، ما رو ناامید نکنی ها، ما "آبرو" داریم!

 

لینک
جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ - رئیس آواره