مسافرت در چند پرده   

پرده اول

روز اول

مکان: فرودگاه امام

به لطف یکی از بستگان، جای خیلی راحتی تو پرواز آمستردام گرفتیم. دستش درد نکنه، چون واقعا با پارسا تو صندلی های عادی خیلی سخت می شد.

پرواز بالاخره بلند شد، ولی با ۱۰۰ دقیقه تاخیر ! خدا ذلیل کنه باعث و بانی شو...اگه شما هم قیافه آقا پارسای ما رو می دیدید که از شب قبلش نخوابیده بود از این بدترشو می گفتید..

بر خلاف تصور ما این آقا پارسا اینقدر تو این ۶ ساعت پرواز آقایی کرد که من و مامانش شرمنده شدیم... تو هیچ مسافرتی اینقدر آروم، خوش اخلاق و ماه نبود !

تمام پرواز به هول گذشت که به موقع به پرواز بعدی می رسیم یا نه. پرسیدن نداره، نه !

پرده دوم

روز اول

مکان: آمستردام

در ورودی به سالن ترانزیت به مشت مامور گردن کلفت وایساده بودن پاسپورت ها رو نگاه می کردن برای ویزای ترانزیت. داشتم فکر می کردم که خوب ما که باید از پاسپورت کنترل رد شیم، اینجا اینا چی می خوان؟

بعد از حدود نیم ساعت وایسادن تو یک صف بلند رسیدم به یکی از باجه های KLM . بعد از نیم ساعت دیگه هم معلوم شد باید با پرواز فردا بریم. من هم قل قل کنان داشتم دنبال دفتر ایران ایر می گشتم که فلان فلان شده ها حالا من با این بچه کوچیک ۲۴ ساعت تو فرودگاه چی کار کنم که فهمیدم دفترش بیرون محوطه ترانزیته. یه بادی تو گلو انداختم که الان با این ویزای تزانزیتی که عجالتا نفری ۸۰ هزار تومان آب خورده می رم بیرون پدرشون رو در می آرم...چی؟ با این ویزا نمی شه خارج شد ؟!!!!!  *%^$@!*&^ ؟؟؟؟

بله، بر خلاف بقیه جاهای دنیا ویزای ترانزیت تو هلند یعنی اینکه می تونی از اینجا رد شی...فقط رد شی ! (معمولا تو تلویزیون از اینجای مکالمه تا پایان جمله بوق می زنن)

اه، چه خوب...یه هتل تو فرودگاهه...خوب الان میریم اونجا...چی؟؟؟ ۸۵ یورو برای ۸ صبح تا ۸ شب، ۸۵ تا هم برای ۸ شب تا ۸ صبح؟  خوب ، احتمالا می دونن با این ویزا جایی نمی شه رفت...

البته چشم ایران ایر کور، همه شو باید بده (ولی عجیب بود، بدون دعوا و کتک کاری داد! دستش درد نکنه)

پرده سوم

روز دوم

مکان: آمستردام

نههههههههههههههههه ! پرواز یک ساعت و نیم تاخیر داره...

پرده چهارم

روز دوم

مکان: توی هواپیما

ترکیب یه مشت مهماندار بد اخلاق و فراموشکار، یه پرواز طولانی،  و یه بچه کوچیک معمولا چیز جالبی نیست. تنها نکته خوب این پرواز این بود که موفق شدم آخرین فیلم والاس و گرومیت رو ببینم: نفرین خرگوش نما. خیلی محشر بود !

یادم رفت بگم، یه جایی خونده بودم که هلندی ها بلند قد ترین مردم دنیا هستن. راست می گن، واقعا درازن !!

از جمله چیز های جالب این پرواز دیدن یک طلوع دیگه بود، طلوع دیروز!  شما رو نمی دونم، ولی برای من خیلی جالب بود...

پرده آخر

روز دوم ؟ (نفهمیدم بالاخره امروز دیروز بود، دیروز فردا یا فردا امروز)

مکان : سان فرانسیسکو

مردیم ولی رسیدیم !

صف پاسپورت کنترل طولانی ولی سریع بود. ما هم چون اصولا مخالف اتلاف وقت تو این جور جاها هستیم رفتیم توی سریع ترین صف، ولی حضور دوست عزیزی که همیشه اینجور مواقع به من کمک می کنه باعث شد که دقیقا سه نفر آخر این پرواز تو پاسپورت کنترل بشیم (اسم دوستم یادتون نیومد؟ بابا مورفیه دیگه ...)

مجوعه ای از سوالات و جوابهایی که هر دو نفر می دو نین بی مورده، و آخرش هم قسم حضرت ابوالفضل ! البته افسر اداره مهاجرت واقعا آقا بود. کلی با هم کیف کردیم و خندیدیم !

تیر خلاص رو آخرش KLM زد. سه تا از چمدونها رو نیاورد ! حالا من چیکار کنم ؟

میزگرد بحث و تحلیل کارشناسی برنامه

نکته درسی: ایران ایر قابل اعتماد نیست، اما فقط در مورد ساعت پرواز

نکته روابط بین الملل: هلندی ها رو به لیست دراز ترین دزدها  اضافه کنین

نکته جنگی : جنگ سیاست مدار ها ربطی به مردم نداره

نکته انحرافی: چطور ممکنه ساعت 12 ظهر سوار هواپیما بشین، 11 ساعت پرواز کنین، ساعت 3 بعد از ظهر پیاده بشین؟ اشتباه نکنین، من ریاضی بلدم، بدنم بلد نیست !!

نکته روحی: اعتقاد به روح داشته باشین، برای تجربه ای مثل تجربه من بهش نیاز پیدا می کنین !!

نکته اخلاقی: در سخت ترین شرایط لبخند بزنین و مثبت فکر کنین !

لینک
دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦ - رئیس آواره