برنامه درخواستی   

 

در راستای گیرایی (یعنی گیر دادن) این حقیر به مهمترین موضوع جهان اسلام، عده ای از خوانندگان محترم تماس گرفته اند و گفته اند که این موضوع ارتباط خاصی با اینجانب پیدا نمی کند. خوب راست گفتن. به قول مش قاسم دروغ چرا!

چون فعلا موضوع دیگه ای برای تشویش اذهان عمومی سراغ ندارم، داستان قشنگی از منوچهر احترامی که یکی از دوستان برام فرستاده رو براتون نقل می کنم:

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند

لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند

مارها بازگشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده بودند که برای خورده شدن یه دنیا می آیند

تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده بود

اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!

 

ببینم، قورباغه میل دارین؟؟

 

لینک
سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٧ - رئیس آواره