بدون شرح   

 

چند شب پیش داشتم یک مستند از جنگ جهانی دوم می دیدم با عنوان ناگفته های جنگ که شامل دو تا داستان بود.

داستان اول از اشغال سوئد توسط نازی ها شروع شد، و اینکه اونها کارخانه تولید آب سنگین رو توی یک دره باریک مورد بهره برداری قرار دادند.

متفقین وحشت زده از اینکه سلاح جدید چه برتری به آلمان ها خواهد داد، نقشه نابودی این کارخانه را توسط عده ای سوئدی که در انگلیس تعلیم دیده بودند اجرا کردند. نقشه با موفقیت اجرا شد، اما بعد از مدت کوتاهی، کارخانه تعمیر و مجددا مشغول به کار شد. بار دوم با بمباران گسترده هوایی کارخانه نابود شد ولی آب سنگین استخراج شده چون در زیرزمین کارخانه بود آسیب ندید. آلمانها تصمیم گرفتند که این ذخیره را به جای دیگری منتقل کنند. در یک قسمت از مسیر، این مخازن توسط یک کشتی کوچک ، که بیشتر مسافر عادی حمل می کرد ، از دریاچه ای می گذشت. لندن بدون توجه به اینکه غرق کردن این کشتی تعداد زیادی غیر نظامی سوئدی را هم به کشتن خواهد داد، دستور نابودی آن را صادر کرد. ذخیره آب سنگین نازی ها به همراه رویای هسته ای آنها و تعدادی انسان بی گناه به قعر دریاچه رفت.

پس از پایان جنگ متفقین متوجه شدند که نازی ها با ساخت بمب اتمی فاصله بسیار زیادی داشتند.

 

قسمت دوم مربوط به حملات انتحاری ژاپنی ها به ناوگان آمریکایی ها بود. امپراطور آخرین راه نجات ژاپن را از شکست عملیاتی غیر متعارف می دید که نام طوفانی که لشکر مغول ها را غرق کرده بود بر روی آن گذاشته بودند: کامیکازی.

تعداد کمی از این خلبانها خلبانهای جنگی و مابقی آدمهای ایده آل گرایی بودند که این کار را افتخاری بزرگ می دانستند. یک نوع بمب پرنده با پیشران موشکی نیز ساخته شده بود (باکا)که از زیر بمب افکن ها پرتاب شده و یک خلبان انتحاری مسئول زدن آن به هدف دریایی بود. با توجه به سرعت کم بمب افکنها، قبل از اینکه آنها بتوانند به هدف نزدیک شده و محموله مرگبار خود را رها کنند توسط جنگنده های آمریکایی ساقط می شدند. تنها یک کشتی توسط این بمب ها غرق شد. جالب اینکه در آن زمان عضویت در اسکادرانهای انتحاری نیز افتخاری بزرگ محسوب می گردید.

۳۰۰۰ خلبان ژاپنی، در جستجوی این افتخار، در این گودال مرگ شیرجه زدند. ۵۷ کشتی غرق شده ،۳۰۰ فروند کشتی معیوب ، ۳۰۰۰ کشته و ۶۰۰۰ زخمی از این مهلکه نصیب آمریکایی ها شد. 

 نتیجه اخلاقی: بهای نابودی خیالی خام و یا وحشت از چیزی ، همیشه توسط عده ای غیر نظامی پرداخت می شود.

نتیجه اجتماعی: افتخار همیشه آن چیزی نیست که به ما می گویند.

نتیجه علمی: مطالعه تاریخ باعث می شود که مجبور نباشیم هر کاری را امتحان کنیم.

راستی، به نظر شما الان تمامی آن خلبانها توی بهشت ژاپنی ها هستند؟؟؟

لینک
یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦ - رئیس آواره