شاید پرواز، شاید سقوط   

 

تصور می کنم که کسی با این موضوع مخالفتی نداشته باشد که اولین پرندگان روی زمین اصلا پر نداشتند. ترکیب قیافه ای ترسناک - داینا سوری - با بالی که پر نداشت. به هر حال پرواز کردند و به بقیه دایناسورها نشان دادند که می شود با این جثه و هیبت پرواز هم کرد.

صحنه نخست باید خیلی جالب می بوده. اینکه اولین جاندار چرا تصمیم به پرواز گرفت در تخصص من نیست. هزاران دلیل داشته حتما. اما من از نگاه خود می بینم. لحظه ای که از مکان بلندی به پایین پرید. شاید نفسی عمیق کشید، شاید هم چشمهایش را بست. شاید در رویا خود را بر بلندای آسمان دید، شاید هم تکه تکه شده در اعماق دره.

شاید کسی هلش داد، شاید پایش لغزید، شاید ندید و یا شاید فقط کنجکاو بود. هزاران شاید و باید و احتمال دیگر. اما به هر حال پرید. شاید هم اولین کسی نبود که تلاش کرد. شاید بسیاری قبل از او بودند که پریدند، نه به بلندای آسمان که به گودال مرگ.

برای سایر پرندگان، میلیون ها سال بعد، اما داستان جور دیگری بود. تمامی ابزار در اختیارشان بود. بهانه ای برای نپریدن وجود نداشت.

باید پرید. باید چشم ها را بست و ترس را به باد داد. باید پرید و به بلندای آسمان رسید. نباید از بلندی ترسید، نباید از نیستی هراس به دل راه داد!

لینک
سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ - رئیس آواره