رهبر "اتفاقی"   

در قسمتی از فیلم بی نظیر چارلی چاپلین، عصر جدید، کامیونی بزرگ با بار زیاد و پرچمی قرمز در انتهای بار از جلوی چاپلین می گذرد و پرچم قرمز پس از عبور از چاله ای خیابانی پیش پای او می افتد. دوست با مسئولیت ما پرچم را بر می دارد و به دنبال کامیون راه می افتد و با تکان دادنش سعی می کند راننده را مطلع کند.

در تقاطع بعدی، به طور کاملا اتفاقی نفر اول تظاهراتی کارگری می شود، با پرچم قرمزی که در آسمان تکان می دهد. زمانی که پلیس وارد ماجرا می شود، دوست ما به عنوان رهبر این تظاهرات از مزایای دستگیری بهره مند می شود!

این همان چیزی است که بر سر آقایان خاتمی و موسوی رفت. اینان رهبران "اتفاقی" بودند که چند سال اخیر در صف مبارزه قرار گرفتند و بدون آنکه خود بخواهند از جانب مردم به این عنوان نامیده شدند. نفر اول موج نخست را فرسوده و افسرده به کنج خانه افکند و می رود تا نفر دوم هم همین کار را کند.

حال انتخاب با مردم است. بعضی ها - شاید به خاطر ترس از عکس العمل مردم و یا ترس از دست دادن رهبری "اتفاقی" - با انتشار مقالات و نوشته ها سعی در هوشمندانه جلوه دادن این موضوع هستند و صد البته که هوشی سرشار در پس این نوشته است با به رسمیت شناختن تمام آنچه که مردم در این هفت ماه به خاطرش کشته و زخمی شدند. ما اصولا عادت داریم که بت بسازیم و بعد با تمام قوا برای توجیه حرکات اشتباه بت مورد پرستش مان تلاش کنیم.

تصور می کنم که این بار همانند بار گذشته موج خیزش مردم از رهبران خود خواهند گذشت. پایان کار را اما نمی دانم که نزدیک است یا نه و به نفع کدام طرف تمام خواهد شد. بنا بر سنتی تاریخی حکام این کشور به سادگی از قدرت مطلقه خود نمی گذرند. می دانیم که محمد علی شاه قاجار سند مشروطه را با لبخند نپذیرفت.

امیدوارم این نوشته سیل دشنام و فحاشی را از جانب طرفداران این دوستان به سمت من سرازیر نکند!

بار الها، تعصب از این مردم به دور دار!

لینک
شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸ - رئیس آواره