اخبار تازه   

برا ی تمدید گذرنامه مامان پارسا دو تا راه وجود داشت: یکی با پست و دومی مراجعه حضوری. البته از اونجایی که پاسپورت در بلاد کفر حکم ناموس آدم رو داره، راه دوم انتخاب شد.

آسون نبود. در عرض یک روز باید دو تا پرواز 5 ساعته تا واشنگتن دی سی می کردم. رفتن خیلی سخت بود چون یه دختر کوچولو هم سن و سال پارسا تمام شب رو گریه کرد و نگذاشت بخوابم. لبته این دفعه با همه دفعه ها فرق داشت چون هر جبغش من رو یاد پارسا می اداخت و دلم غش می رفت! تو پرواز هم به جز آب، قهوه و نوشابه همه چیز رو باید می خریدی، حتی فیلمی رو که می خواستی ببینی! البته با توجه به قیمت 350 دلاری بلیط پرواز رفت و برگشت انتظارشو داشتم.

یه چیزی خیلی جالب بود: نرخ کرایه ماشین، که نصف سانفرانسیسکو بود. یه چیز مسخره هم وجود داشت: کرایه یه فورد فوکوس 2008 سی دلار تو روز بود و کرایه یه جی پی اس 300 دلاری 15 دلار!

البته توصیه می کنم اگه کاری اونطرف ها دارین 11 سپتامبر نرین (مامان پارسا می گفت آخه واسه چی این روز بلیط گرفتی؟ خوب آخه باید یه جوری ثابت می کردم همشهری ام!) رفتن یه فاصله 30 مایلی حدود یک ساعت و بیست دقیقه طول کشید! البته شانس آوردم که زود برگشتم طرف فرودگاه. خانمی که تو پرواز کنارم نشسته بود می گفت سه ساعت طول کشیده تا برسه فرودگاه!

تو دفتر حفاظت از منافع ایران یه چیزی خیلی عجیب بود. کارمند آقایی که مدارک رو تحویل می گرفت خیلی مودب بود، و تا ظهر پاسپورت جدید رو تحویل داد! آدم باورش نمی شد که این ها کارمند های دولت هستن!

تو اتاق انتظار یه تلویزیون بزرگ بود که داشت مراسم افطاری رو نشون می داد. یاد اون روزهای ماه رمضان تو ایران افتادم که بابا از سر کار با نون بربری داغ داغ سر می رسید و با هم افطار می زدیم. یا نهار های دست جمعی تو آزمایشگاه موتور طرف رضا اینا، که با مقدار متنابهی خنده و شوخی همراه بود. حیف که پارسال معده ام بازی در آورد و نگذاشت بیشتر از یک هفته روزه بگیرم...

راستی جای همه تون خالی. موفق شدم اجرای سمفونی 9 بتهون رو تو سمفونی هال سانفرانسیسکو ببینم. واقعا بی نظیر بود!

خبر خوب دیگه اینکه به لطف و زحمت مامام و بابا مدرک دوره عمومی مامان پارسا آزاد شد. حالا می تونه برای پذیرش از دانشگاه اقدام کنه. واقعا دستشون درد نکنه. امیدوارم بتونم این لطفشون رو یه روزی جبران کنم...

فکر کنم اسم این پست رو باید می گذاشتم علامت تعجب، بس که ازش استفاده کردم!

 

 

لینک
چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ - رئیس آواره